تبليغاتX

مرواریدعشق مرودشت



تنها

 

 

 

ای کاش به زمانی بر می گشتیم که تنها غم زندگیمان شکستن نوک مدادمان بود

*   *   *

زندگی دفتری ازخاطره هاست یک نفردردل شب یک نفردردل خاک یک نفر همدم

خوشبختی هاست یک نفرهمسفرسختی هاست

*   *   *

هروقت خواستی توآسمون یه ستاره واسه خودت انتخاب کنی همیشه اون کم

رنگه رو انتخاب کن چون همه به پررنگه نگاه میکنن اونم به همه نگاه میکنه

حقیقت انسان به آنچه اظهارمی کند نیست بلکه حقیقت اونهفته  درآن چیزیست که ازاظهارآن

عاجزاست اگرخواستی اورابشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش کن.

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1387/12/04ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط محسن |

مرگ در یک قدمیست

 

ز هر جابگذردتابوت من غوغا به پا خیزد

چه سنگین می رود این مرده ازبس آرزودارد

 

 

در بیکران پهنه زندگانی که مرگ سیاهست پایان کارش

چه می خواهی ای دخترآسمانها زیاری که تابوت عشق است بارش

 

 

نوشته شده در شنبه 1387/11/05ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط محسن |

من اومدم

 

من از خار سر دیوار فهمیدم که نا کس، کس نمی گردد

ازاین بالا نشستن ها

 

بس که دیواردلم کوتاهست

هرکه ازکوچه تنهایی من میگذرد

به هواوهوسی هم که شده

 سرکی میکشدومی گذرد

نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/08ساعت 10:33 بعد از ظهر توسط محسن |

 

 

مرا دیوانه می پندارند زیرا روزهایم را به اسکناس هایشان نفروخته ام

ومن آنها را دیوانه می پندارم زیرا فکر می کنند می توانند روزهایم را با اسکناس هایشان بخرند

 

اوشو

 

تمام شب را برای از دست دادن خورشید گریه نگن زیرا لذت تماشا کردن ستاره ها را

نیز ازدست خواهی داد

 

شکسپیر

 

تاریکی را لعنت نکن شمعی بیافروز

 

کوروش کبیر

 

کسی که گذشته رو به یاد نمیاره محکوم به تکراره

 

.....

نوشته شده در شنبه 1386/04/23ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط محسن |

مغرور

 

 

باران می باید تاکه رنگین کمان برآید

****

رنگین کمان پاداش کسیه که تا آخرزیربارون بمونه

****

همیشه فاصله هست دچار بایدبود

****

چرا مغرور می گردی

سلیمان گر شوی آخرنصیب مورمی گردی

****

هرکجا هستم باشم آسمان مال من است

****

توی مرداب نگاهت یه نفرداره میمیره

دست و پا میزنه اما واسه موندن دیگه دیره

****

دردهایم رابرایت گفته ام بشنو اکنون این سکوت تلخ را

 

(چند نفرپیام داده بودندمی خواستن بدونن من اهل کجا هستم

به یه دلایلی نمیتونم ذکر کنم اونایی که مشتاق هستن بدونن لطفا ایمیل یا آف بذارن)

حتما بهشون جواب میدم 

نوشته شده در یکشنبه 1385/11/15ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط محسن |

uncontrolable boy

 

 

 

افسوس آن زمان که بایددوست بداریم کوتاهی می کنیم

آن زمان که دوستمان دارندلجبازی می کنیم

وبعدبرای آنچه ازدست رفته آه می کشیم

*****

آن که مست آمدودستی به دل مازدورفت

دراین خانه ندانم به چه سودازدورفت

خواست تنهایی مارابه رخ مابکشد

تنه ای بردراین خانه تنهازدورفت

دل تنگش سرگل چیدن ازاین باغ نداشت

قدمی چند به آهنگ توام

نوشته شده در چهارشنبه 1385/10/13ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط محسن |

 

سربلندی گر بخواهی با همه یکرنگ باش

قالی از صدرنگ بودن زیر پا افتاده است

نوشته شده در سه شنبه 1385/08/30ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط محسن |

عروسک

 

 

 

زندگی یک نردبان منحنی ست

عاقبت این نردبان افتادنی ست

لاجرم هرکس که بالا ترنشست

استخوانش سخت ترخواهدشکست

****

هرکه ازدایره خارج است ازماجرافارغ است

****

 

نه یه دست رفیق دستام

نه شریک غم بودی

واسه حس کردن دردام

 خیلی خیلی کم بودی

توی شهر بی کسی هام

توروازدورمی دیدم

تارسیدن به افسوس

به تباهی رسیدم

اماخیلی دیردونستم

توفقط عروسکی

کوروکربازیچه باد

مثل یک بادبادکی

نوشته شده در سه شنبه 1385/07/11ساعت 4:32 بعد از ظهر توسط محسن |

تمنا

 

 

 

آهی که خیزدزسینه من

اشکی که ریزد زدیده من

رنگ تمنا ندارد

حالا منت همونی رو بکش که گفتی ازش متنفرم

سقای هزارتشنه آواره

سیراب شدند جملگی از آب سرابت

لعنت به تو و عشق تو و ذات خرابت

ای شنا گرقابل توآب نمیدیدی

بازیچه شب گردان مهتاب نمیدیدی

بکن آزارم آنچه بتوانی

دل من هم بدان خدا دارد

 

نوشته شده در شنبه 1385/07/01ساعت 1:38 قبل از ظهر توسط محسن |

 

 

تاحالا فکرکردین بعضی ها چطوری میتونن این قدر پست باشن

یا چی فکر میکنن که این جوری میشن حتی واسه حرف های خودشون هم ارزش قائل 

نمی شن واسشون واقعا متاسفم که نمی تونن درک کنن با احساسات همه بازی میکنن

این دسته آدما که مثل یه عروسک خیمه شب بازی واسه وقت بیکاریشون

با احساسات دیگران بازی میکنن سادیسم دارن یعنی از آزار دیگران

لذت میبرن ولی اینو بدونن که با هر دستی دادی با همون هم پس میگیری

خداوندا

اگراندیشه خیانت به یاران برسرم افتادبرسر دارم کن

خداوندا خارم کن اما مردم آزارم مکن

نوشته شده در یکشنبه 1385/06/19ساعت 2:7 قبل از ظهر توسط محسن |

عشق

 

 

خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه...

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخوادفراموشش کنی...

خیلی سخته سالگرد آشنایی باعشقت روبدون حضور خودش جشن بگیری...

خیلی سخته که روزتولدت همه بهت تبریک بگن جزاونی که فکرمی کنی به خاطرش زنده ای...

خیلی سخته که غرورت روبه خاطریه نفربشکنی بعد بفهمی دوست نداره...

خیلی سخته همه چیزت رو به خاطر یه نفرازدست بدی امااون بگه نمی خوامت

 

کهنه فروش دادمی زد چراغ شکسته می خریم کفش های پاره می خریم

اسباب کهنه می خریم بی اختیار داد زدم کهنه فروش قلب شکسته میخری؟

 

 

 

ای کاش که معشوقه زعاشق طلب جان می کرد

تا که هر بی سروپایی نشودیار کسی

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1385/06/06ساعت 3:53 بعد از ظهر توسط محسن |

ستاره

 

 

 

 

توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره

چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره

 

نوشته شده در جمعه 1385/06/03ساعت 2:27 قبل از ظهر توسط محسن |

بهونه گیر

 

 

آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد               کاش می آمدوازدورتماشامی کرد

***

آخ که چه ساده خواستمت               روی چشام میذاشتمت

دشنه شدی به جون من               گفتی نمی شناسمت

آخ چه بهونه گیرشدی               من که نمی شه باورم

گفتی هوای عشق تو               دیگه پریده از سرم

 

 

نوشته شده در جمعه 1385/05/20ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط محسن |

جدایی

                   

 

همین بهتر میان ماجدایی       نباشدبین ما بهتر که راهی                      

دگرتازنده ام هرگز نمی آیم سرکویت               نمی ریزم دگر اشکی برای دوری از رویت

دگرتازنده ام هرگزنمی گیرم زتو الهام            نمی خواهم دگرمرغی که گیردلانه برهربام

***

من که با تو عاشقانه بودم

پس چرا؟

حسرت یه روز عشق موند به دلم

 

 

ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت

بگذاربباردبه سرم سنگ مصیبت

 

نوشته شده در چهارشنبه 1385/05/11ساعت 2:9 قبل از ظهر توسط محسن |

آشنايي با ويروس W32/Rbot-UU

 

 

نام :: W32/Rbot-UU
نام مستعار :: Backdoor.Win32.Rbot.gen و W32/Sdbot.worm.gen.j
طریقه پخش :: اشتراکات شبکه
سیستم عامل هدف :: ویندوز
شدت پخش ::

وظایف ::
1 - دسترسی دیگران به منابع سیستم
2 - دانلود کد های خود از اینترنت
3 - کم کردن قدرت امنیت سیستم
4 - نصب خود بر روی رجیستری
5 - استفاده از سیستم آسیب پذیری

تشریح ::
این کرم حاوی کد های تروجان مانندی است که از طریق کانال های IRC

اجازه نفوذ به هکر می دهد . این سرویس در پشت پردازش ها اجرا می شود

 به دور از چشم کاربر . همچنین این کرم خود را در داخل شاخه سیستم

ویندوز به نام فایل USBHARDWARE32C.EXE کپی می کند . و این شاخه ها

را برای اجرا مجدد خود می سازد ::


HKLM\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Run
HKLM\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Run Services
HKCU\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Run

همچنین این مقدار ها را تغییر می دهد ::


"HKLM\SOFTWARE\Microsoft\Ole\EnableDCOM = "N
"HKLM\SYSTEM\CurrentControlSet\Control\Lsa\restrict anonymous = "1

نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/01ساعت 10:31 قبل از ظهر توسط محسن |

سکوت

نوشته شده در سه شنبه 1385/03/02ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط محسن |

 

 

کنار آشیانه تو آشیانه می کنم                 هوای آشیانه راپرازترانه می کنم

کسی سئوال میکندبه خاطرچه زنده ای؟

ومن برای زندگی تو رابهانه می کنم

*********

گرچه پیرم توشبی تنگ درآغوشم کش

تا سحرگه زکنارتوجوان برخیزم

نوشته شده در شنبه 1385/02/16ساعت 1:16 قبل از ظهر توسط محسن |

فریاد

 

 

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوترآنکه مرغیزقفس پریده باشد

پروبال مابریدندودرقفس گشودند

چه رهاچه بسته مرغی که پرش بریده باشد

*****

یارب مددی کن که به سامان برسید

چون مزرعه تشنه به باران برسیم

یامن به یارم برسم یایاربه من

یاهردوبمیریم وبه پایان برسیم

*****

فریادزهرگوشه این شهربلنداست

ویران شوداین شهرکه فریادرسی نیست

نوشته شده در یکشنبه 1385/02/03ساعت 2:48 بعد از ظهر توسط محسن |

هرروزیادتودر دلم گل می کند

وعطر حضورتو مشامم را می نوارد

آیا درشامگاه غربت اسم مرا به زبان خواهی آورد؟

نوشته شده در یکشنبه 1385/01/27ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط محسن |

غم

 

قسمت من غم بود

محنت عالم بود

سهم من از هستی ماتم بود

این همه غم خوردن باز کم بود

نوشته شده در سه شنبه 1385/01/15ساعت 3:4 بعد از ظهر توسط محسن |

سال 1385مبارک

نوشته شده در جمعه 1385/01/04ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط محسن |

LOVE

 

درغروب آرزوهایت خواهم مرد

دربسترمرگ آرزوی دیدارتوکردم

نوشته شده در سه شنبه 1384/12/09ساعت 0:36 قبل از ظهر توسط محسن |

بی وفا

 

وقتی رفتی پریشون شد خیالم همه گفتند که من دیوونه حالم

نمی دونن که اون دیوونه درفکرشفانیست

که هرچی باشه امابی وفانیست

نوشته شده در چهارشنبه 1384/11/19ساعت 2:34 بعد از ظهر توسط محسن |

جوانی

اگرپرسندجوانیت چه سان رفت

درخت شادمانیت چه سان رفت

جوابی نیست جزگویم حقیقت

فناگشت وبه پای این وآن رفت

نوشته شده در سه شنبه 1384/11/04ساعت 11:57 بعد از ظهر توسط محسن |

غم

ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم

 

نوشته شده در جمعه 1384/10/23ساعت 11:41 بعد از ظهر توسط محسن |

بگذاربمیرم

بگذار بمیرم که دگرهمسفری نیست

 درسینه من فرصت عشق دگری نیست

 بعدازتودلم عرصه تکراربلا بود

 آری دگرازعشق دراینجاخبری نیست

 ای مطلع موهوم غزلهای جدایی

 تصویرتودرباورچشمان تری نیست

ای عشق بروخیمه به صحرای دگرزن

 درسینه من فرصت عشق دگری نیست

نوشته شده در یکشنبه 1384/10/11ساعت 3:24 بعد از ظهر توسط محسن |

sssssssssssssss

به چشمانت بیاموز که هرچیز ارزش دیدن ندارد

نوشته شده در یکشنبه 1384/10/04ساعت 11:11 بعد از ظهر توسط محسن |

تقدیم به .....

شبی غم بادل من گفتگو کرد

مراباچشمهایت روبروکرد

دلم می گفت هرگزعاشقت نیست

ولی دست دلم راگریه روکرد

نوشته شده در سه شنبه 1384/09/29ساعت 10:20 بعد از ظهر توسط محسن |

تقدیم به بهترینم

تکیه کن برشانه ام ای شاخه نیلوفرم

تاغم بی تکیه گاهی رابه چشمانت نبینم

نوشته شده در پنجشنبه 1384/09/24ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط محسن |

مخواه امشب از من

مخواه ازمن امشب نبارم

که جزگریه کاری ندارم

به راه تو جاریست هرشب

نگاه پرازانتظارم

زدی دل به دریاورفتی

نماندی چرادرکنارم

بیا ای آفتابی ترینم

که بی توبه باران دچارم

نوشته شده در چهارشنبه 1384/09/16ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط محسن |